تاریخ تمدن سومر باستان

بسیاری از محققان و باستان شناسان بر این باورند که باتلاق های محل تلاقی دو رود دجله و فرات در جنوب عراق خاستگاه نخستین تمدن بشری بوده که به دست اقوام سومری بنا شده بود.

کشفیات باستان شناسی نشان می دهد که اقوام سومری ، در حدود 5000 سال پیش به جنوب بین النهرین مهاجرت کردند . این مردمان با تسلط بر مناطق حاصلخیز میان دو رود و نیز با استفاده از تجارب ساکنان قدیمی که امروز به اقوام العبید شناخته می شوند نحوه خشک کردن باتلاق ها،حفر نهرها و کشاورزی را فرا گفتند و به تدریج شهر های بزرگ و اباد ایجاد کردند. با بررسی اثار به جا مانده از سومریان الواح و سنگ نبشته های شگفت انگیزی یافت شده که همه نشان از تمدن و دانش قومی دارد که 3000 سال پیش از میلاد به ان دست یافته بودند . از جمله این پیشرفتها اختراع خط هیروگلیفی و سپس خط میخی بوده که باعث دگرگونی جوامع باستان و همچنین تسریع روند مدنیت در ان زمان بوده . همینطور سومریان به رصد ستارگان و سیاره ها می پرداختند ، مهر ها و کتیبه های به جا مانده از سومریان نشان می دهد که سومریان به کروی بودن زمین و سیاره ها پی برده بودند . همچنین ذکر تدوین اولین قانون نامه بشر بدست سومریان لازم است . تا مدتها تصور بر این بود که قانون نامه حمورابی قدیمی ترین قانون مدون تاریخ است اما با کشفیات اخیر مشخص شد که قانون نامه «اورنامو » که حدود 2080 سال پیش از میلاد (یعنی 300 سال پیش از قانون نامه حمورابی) نوشته شده است؛ قدیمی ترین قانون نوشته جهان می باشد. با انکه بخشهایی از این کتیبه خرد شده است ولی محققان موفق شده اند تا کنون 28 قانون ان را ترجمه کنند .

سومریان اولین تمدنی بودند که خط الفبایی میخی را اختراع کردند و در تمامی امور اجتماعی خود به کار گرفتند . قدم بعدی انها پس از اختراع خط، اموزش به افزاد بود. اغلب مدارس سومری در داخل معابد برپا می شد و کودکان در انجا خواندن و نوشتن و ریاضیات را یاد می گرفتند. از انجا که در الواح سومری نام زنان هم به عنوان حسابدار معبد امده است، زنان هم مانند مردان حق اموزش داشتند. زنان سومری از حق مالکیت برخوردار بودند و می توانستند در خرید و فروش اجناس شرکت کنند. از دیگر حقوق اجتماعی زنان ،حق قضاوت بود. انها همچنین می توانستند بر کرسی قضاوت بنشینند و به مقام اول روحانی برسند که در ان زمان قدرت و اختیار زیادی داشت.

 

 

 

Advertisements

ساکنان اولیه بین النهرین

 

در طول هزاره پنجم پیش از میلاد ساکنان شمال بین النهرین به تدریج به سوی دلتاهای ابرفتی جنوب کوچ کردند و شروع به ساخت روستاهای کوچک در حاشیه دو رود دجله و فرات نمودند. البته دلیل اصلی این مهاجرت ها دقیقا مشخص نیست. شاید افزایش جمعیت یا بروز قحطی باعث این رویداد شده باشد . این جوامع باستانی که قبل از سومریان در جنوب عراق  می زیستند به العبید معروف هستند . نام جوامع باستانی در ان دوران به علت کشف نشدن کتیبه برای ما ناشناس است. به همین دلیل باستان شناسان و محققان از روی نام امروزی ( تل حلف و تل عبید) که اثار در انجا کشف شده اند بر این جوامع نام نهادند.  

باستان شناسان ساخت نخستین نمونه های قایق حصیری،چزخ کوزه گری، اسیاب سنگی، داس زراعی و نیز حفر کانال های ابیاری را از دست اورد های مردم این منطقه پیش از به قدرت رسیدن سومریان می دانند.

 با ذوب مس که مردم العبید به ان دست یافتند توانستند خنجر و سر نیزه ها و قلابهای ماهیگری را از این فلز بسازند.

 

از این دوران تعدادی تندیس های سفالی و سنگی از کاهنان و پیکره هایی یافت شده که قدمت انها به بیش از 5500سال پیش از میلاد می رسد. از اثار کشف شده در این منطقه چنین می توان دریافت که ساکنان العبید در ساحل رودخانه ها به کشاورزی مشغول بودند و شکل اولیه ای از تمدن شهری را بنا کرده بودند.


 

نگاهی به آثار ابوریحان بیرونی

ابوریحان شخصیتی كم‌نظیر و ماندگار است كه جهان از قرن 19 به بعد او را شناخت. ابوریحان مردی است كه به اكثر علوم زمان خود احاطه داشته است. او از اولین كسانی است كه به پیداكردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت ورزید و آن‌چنان وزن مخصوص این اجسام را دقیق محاسبه كرده كه اختلاف آنها با وزن مخصوصهایی كه دانشمندان قرون اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه كرده‌اند بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر می‌كرد و به اندازه‌گیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها می‌پرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یك كره مشخص می‌‌كرد و پس از سالها توانست آن نقاط را روی یك نقشه مسطح پیاده كند و این مقدمه علم كارتوگرافی بود كه این‌كار با ابوریحان شروع شد.

ابوریحان در طول 72 سال زندگی خود حدود 143 كتاب نوشت (كه از مهمترین كتابهای وی می‌توان به التفهیم، آثارالباقیه، قانون مسعودی، و تحقیق ماللهند اشاره كرد) این تعداد، اوراق نوشته شده به وسیله او را به 12 هزار برگ می رساند.

وی با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشت، چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برد. حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرد، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد. البته سلطان محمود دستور قتل ابو ریحان را صادر کرد ولی وزیر وی با درایت خاصی ابو ریحان را از مرگ نجات داد.

بيروني ، در چهارچوب عقايد مذهبيِ صُلبِ خود، موضوع ارزش «وضعي » (= غيرذاتي ، قراردادي ) دو فلز گرانبها، زر و سيم ، را که ، به اعتقاد او، حسب مشيّت الهي ، به صورت مسکوک مبنا و معيار تعيين ارزش کالاها و خدمات و نيز وسيله ي معاملات بازرگاني در جوامع آدميان شده اند، بهانه کرده ، همچون عالم دين ، معلّم اخلاق ، جامعه شناس ، مُصلح اجتماعي ، اقتصاددان و جز اينها به تقبيح مفاسدي چون حرص مال ، زر و سيم اندوزي ، بُخل ، طلب لذّات جسماني ، ستمکاري ، و تحسين مَحامدي چون دهِش ، اِنفاق ، دادگستري ، مروّت ، فتوّت ، پايبندي به دين و دولت ، و نيز پاکيزگي تن و پوشاک پرداخته است و، در تأييد نظرات خود، غالباً به آيات قرآني و شاعران عرب استناد و به رويدادهاي تاريخي و گاهي افسانه اي تمثيل کرده است

بيروني اطلاعات کاني شناختي خود را عمدتاً در کتابي مخصوص ، يعني الجماهر في الجواهر ، در روزگار حکومت متزلزل نواده ي سلطان محمود غزنوي ، سلطان ابوالفتح مودود بن مسعود (432ـ441) و براي ضبط در کتابخانه ي او تأليف کرده است . عنوان معروفتر اين کتاب ، که در نخستين چاپ آن نيز به کار رفته است: الجماهر في معرفة الجواهر است.

تصویر ابو ریحان البیرونی بر روی تمبر اتحاد جماهیر شوروی

برگی از دوران فروپاشی حکومت ساسانیان

بررسی دوران انحطاط حکومت ساسانی نشانده اوج هرج ومرجی ایست که تقریبا تمام حکومتهای قبل و بعد ساسانیان ان را تجربه کرده بودند . پایه و ستون نظام ساسانی در ادامه حکومت دچار آفتهایی گردید و ستون محکمی که میبایست برپا دارنده این نظام شود مقدمات سقوط آن را در اثر قدرت فزاینده روحانیون زرتشتی و دستدرازی آنها به ادیان دیگر و دخالت در عزل و نصب شاهان و نیز مواجهه با نهضتهای بزرگ همچون نهضت مزدک و نیز آزار عیسویان ایران و ارمنستان و همچنین سرکوبی و قتل مانی و پیروانش تضعیف گردید و سرانجام فروپاشی سلسله ساسانی را در بر داشت. یکی از پادشاهان این دوران اذرمیدخت است.

اذر میدخت زنی بود بسیار زیبا اما در عوض بی‌رحم و بی‌عاطفه. روزی که به حکومت رسید؛ گفت: «روش من همان است که پدرم ـ خسرو ـ داشت و هر که روی برتابد خونش را بریزم.»
به طور مشخص از زندگی و برنامه‌های این شاه بانوی ایران چیز زیادی مشخص نیست، مگر این که فرمانده سپاه ایران ـ فرخزاد ـ که عاشق او شده بود؛ از او طلب ازدواج می کند . اذرمیدخت در جواب وی می نویسد : ملکه ای را نشاید که خود را به زنی دهد، هرگاه خواهی که به من برسی شب به نزد من بیا.
اما چون فرخزاد بر درخواست‌ش پافشاری می‌کند؛ حیله‌گرانه او را به قصر دعوت می‌کند و در فرصت مناسب گروهی از نگهبانان بر سرش می‌ریزند و او را می‌کشند.
فرزند این سردار که رستم فرخزاد نام داشت. [رستم فرخزاد همان سرداری است که در جنگ قادسیه فرمانده سپاه ساسانی بوده.] وقتی می‌فهمد چه ستمی بر پدرش رفته است، همراه سپاه به سوی پایتخت می آید و اذر میدخت را می‌کشد و سعی می کند با همکاری دیگر اشراف و فرماندهان سپاه، سناریوی جستجوی شاهزاده‌ای برای پاشاهی ایران را پیگیری کند. با ادعایی عجیب و مشکوک یزدگرد سوم از فرزندان خسرو معرفی شد و وی را پادشاه ایران معرفی کردند. بنا بر سنت ساسانیان شاهان باید از خاندان سلطنتی باشند .نکته قابل ذکر این است که بر اساس روایات موجود خسرو پرویز داری سه زن به نام های( شیرین، گردیه و مریم) بوده و یزدگرد سوم فرزند هیچکدام از انها نبوده. یعقوبی ذکر میکند که یزدگرد پس از در امیختن خسرو پرویز با زنی حجامتگر به دنیا امد .

با استناد به کتاب تاربخ بعقوبی و ایران در زمان ساسانیان

 

میراث تمدن اشور

در یکی از روزهای گرم سال 1808میلادی کنسول انگلیس در عراق برای شکار به نواحی شهر موصل رفته بود. در یکی از روستاهایی که سر راه اوبود توقف کرد وزنانی را مشاهده کرد که در حال پخت نان محلی بودند . تنوری که انها استفاده میکردند نظر کونسول را جلب کرد. او متوجه شد اجرهایی که از انها تنور درست شده قدیمی هستند وعلائمی بر کهن بودن اجرها یافت.از زنان خواست مکانی که از ان این اجرها را اوردند به او نشان دهند.
هنگامی که به محل مورد نظر رسید توانست تمدن بزرگ اشور که گمان می شد وجود نداشته
باشد وهمانند اتلانتیس به معما تبدیل شده بود را کشف کند.
این کشف عظیم به سرعت میان باستان شناسان وموزه داران پخش شد. بلافاصله موزه بریطانیا باستان شناس معرف (هنری لایارد ) و دستیارش (هرمز رسام) را برای حفاری ومطالعه این تمدن گم شده فرستاد.(1).
هنری لایارد در اولین حفاری خود توانست 71اتاق ,سالن وهمچنین مهمترین اثر از ان دوره, کتابخانه قصر پادشاه اشوری (اشوربنیپال) را کشف کند.
اين آرشيو يا كتابخانه سلطنتي پس از مرگ وي، زماني كه كلداني‌ها و مادها در 612 ق.م. نينوا را ويران ساختند، در زير ديوارهاي قصر او مدفون شد
کتابخانه قصر داری بیش از 25000لوح سنگی وگلی است که شامل داستانها, اطلاعات علمی و وقایع جنگی در بین النهرین است.(2)
اشوربنیپال مهمترین پادشاه اشور ویکی از بنام ترین شاهان دنیای باستان است وحدود 100 سال قبل از کورش میزیسته.
قصد آشوربانيپال بنا به اظهار خود او اين بود كه ادبيات بابلي را از خطر فراموشي محفوظ نگاه دارد، هر چند تعداد اندكي از اين الواح را مي‌توان ادبي به‌شمار آورد و بيشتر گزارش‌هاي رسمي و رصدهاي نجومي كه به‌منظور استخراج احكام نجومي و طالع‌بيني صورت گرفته، به‌علاوه دستورها، نسخه‌هاي پزشكي، سحر و تعويذ، سرودها، وردهاي ديني، و سلسله نسب شاهان و خدايان را شامل مي‌شود. در ميان اين مجموعه، داستان‌هاي مربوط به آفرينش وجود دارد، مانند حماسه معروف گيلگَمِش و داستان سيل عظيم كه به داستان كشتي نوح شباهت دارد واژه‌نامه‌ها و صرف و نحو نيز ديده مي‌شود. اختلاف ميان زبان‌هاي سومري و بابلي در دوره‌هاي متأخر به اندازه‌اي بوده كه دانشمندان و كاهنان جوان بايستي به كمك اين كتاب‌ها لغات قديمي و نوشته‌هاي ديني سومري را بخوانند. به‌همين علت در حدود يك چهارم متن‌هاي كتابخانه نينوا، واژه‌نامه‌هاي بابلي و سومري و آشوري و كتاب‌هاي مربوط به صرف و نحو زبان‌هاست .(3)

یکی از الواح یافت شده

اين لوح‌هاي گلي اكنون در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شوند ).
آشوربانيپال در نامه‌اي به يكي از صاحب‌منصبان بابل چنين دستور داده است: «((در پي يافتن ‌نوشته‌هاي ارزشمندي باشيد كه در بلاد آشور نسخه‌اي از آن وجود ندارد و آنها را براي من بفرستيد. هم‌اكنون درباره تو نامه‌اي به رئيس معبد و شهربان بورسيبا نوشته‌ام؛ و تو اي شادان! اينك بايد گل‌نوشته‌ها را در مقّر خود به‌گونه‌اي حفظ كني كه هيچ كس جسارت سرقت آن را نيابد و هر كجا گل‌نوشته يا متني آييني يافتي كه در خور كاخ من است آن را گرفته به اين جا بفرست»)) وي به منشيان بي‌شمار خود فرمان داده بود تا آنچه از ادبيات بابلي و سومري بر جاي مانده، گردآورند و از آنها نسخه بردارند.
در لوحی چنین میگوید:
من شوش را فتح کردم. به قصرهایشان وارد شدم و گنج هایشان را که پر از طلا، نقره و وسایل مختلف بود گشودم. گنجهای سومر، اکده و بابل که پادشاهان پیشین ایلام به دست آورده بودند را گشودم. شیپورهای مسی براقش را در هم کوبیدم و خرد کردم. من زیگورات (زیارتگاه) شوش را ویران کردم. زیارتگاههای ایلام را به نابودی کشاندم. مقبره های پادشاهان جدید و قدیم ایشان را ویران ساختم. آنها را در برابر آفتاب گذاشتم و استخوانهایشان را به سرزمین آشور بردم. من ایالتهای ایلام را ویران ساختم و بر زمین شان نمک پراکندم.(4)
.
در لوح دیگر چنین می گوید :

«من به خدا و انسان و به مرده وبه زنده نیکی کردم. چرا بیماری وبد بختی بر من چیره شد؟
من از فرو نشاندن اتش فتنه در کشور وپایان دادن به کشمکشهای خانودگی ناتوانم,دسیسه ها و افتضاحات پیوسته بر من فشار وارد می اورد و مایه پریشانی من شده است. بیماری جان وتن وپشت مرا دوتا کرده که از شدت بد بختی فریادمیزنم.روزهای خود را پایان میرسانم,در روز خدای شهر و روز جشن من خود را بد بخت و بیچاره حس میکنم. مرگ چنگال خویش را در من فرو اورده ومن را از پای در می اورد. روز و شب از بخت خود مینالم وزاری میکنم و درد میکشم. ای خدای من ,بر انسان رحمت کن وچنان بخواه که اگر بی دین هم باشد نور تو را ببیند

کتیبه حک شده بر روی قبر اشور بنیپال:
چون نیک می دانی که برای مردن زاده شده ای, داد دل بستان و در جشنها خوش باش. در ان هنگام که بمیری دیگر هیچ خوشی نداری .چنین است حال من, که روزی بر نینوای عظیم فرمان می راندم و اکنون جز مشتی خاک نیستم . با وجود این: انچه که در زندگی مایه لعنت تو بود از من است.(5)
در لوحی دیگر می گوید:
«تمام حکمت و اندرزها را از حکیم (ادابا) اموختم واز انها بهره بردم. و اموختم راز نوشتن اعداد را . اسمان مرا به نور معرفت اگاه کرد.در مجالس دانشمندان به مناقشه پرداختم ودر درمان بیماری کبد مشارکت ورزیدم.میتوانم تمام معماها را پاسخ دهم.سخترین اعداد و نوشته های سومری و أکادی را میتوانم بخوانم و در سنگ تراشی به سبک قدیم(قبل از طوفان) بسیار ورزیده شدم.»(6)

آشور بانيپال را بايد به حق كتابدار پادشاه باستاني تاريخ تمدن ناميد. در تاريخ كتابخانه براي نخستين بار در كتابخانه نينوا به فهرست بر مي‌‌خوريم. لوحه‌ها با نظمي منطقي بر حسب مو ضوع يا نوع مرتب شده و هر يك نشانه شناسايي داشت و سياهه محتوا هر اتاقك يا حجره كه بر سر در آن كنده كاري شده بود در فهرست نيز مندرج بود. كتابخانه آشور بانيپال در نينوا تصوير كم و بيش كاملي از رشد و پيشرفت نگارش و شكل و شيوه نگهداري ميراث انساني در فرهنگ سومري، بابلي و آشوري را طي ادوار آغاز تاريخ در اختيار مي‌‌گذارد.

تصویر اشورباتیپال در حال شکار شیر ها تصویر اشور بانی پال در حال شکار شیرها

محل نگهداری :موزه بریتانیا

——————————————————————————————–

(1) : توما شمانی .برنده جایزه کالنکا از یونسکو
(2): در پویه تاریخ.نوشته استیچویچ الکساندر
(3): تاریخ تمدن.ج1/مشرق زمین
کتاب “ایران لوک پیر” (4):
(5): تاریخ تمدن.ج1/ مشرق زمین
توما شمانی

مسجد قرطبه

معمار ي اسلامي اسپانيا مظهر ي از اصالت و زيبايي  است. مساجد و كاخ ها ي با شكوه ، باغ ها و ارگ ها، سنگاب ها و آبگذرها، حمام ها ي عمومي و منازل  در تمامي جهان متمدن  آن روز نظيري نداشت .  سوري ها بودند كه در كار احداث ساختمان هاي جديد به عنوان  معمار و صنعتگر به استخدام حكام قرطبه در آمدند و  بدين ترتيب چهره ي شهرها به عمارات  بسیار زیبایی  آراسته شد. بنابراين طبيعي ست كه معماري اسلامي  اسپانيا عمدتاً مبين تجلياتي از هنر سوري باشد .  

مسجد قرطبه از عظيم‌ترين‌ و با شكوه‌ترين‌ مساجد اسپانياست‌. از لحاظ‌ تزئينات‌ بى‌ نظير و هنر معمارى‌ به‌ كاررفته‌ در آن‌ تحفه‌اى‌ بى‌ همتا به‌ شمار مى‌آيد.  اين‌ مسجد در بخش‌ جنوب‌ غربى‌ شهر قرطبه‌ (كوردوبا) و در نزديكى‌ رودخانه‌ قرار دارد .

يكي از اولين طرح هاي عبدالرحمن اول، احداث آبگذاري براي تأمين آب آشاميدني پايتخت بود. او  هم چنين ديواري به دور شهر كشيد و به تقليد از  كاخي كه پدر بزرگش خليفه هشام در شمال سوريه ساخته بود، براي خود در خارج قرطبه ، قصري به نام  مُني ة الرُصافه بنا كرد.  در آن زمان در قرطبه كليسايي بود كه مسيحيان  قبلاً آن را از بت پرست ها گرفته بودند.  عبد الرحمان آن كليسا را از مسيحيان خريد و كار احداث مسجد جامع قرطبه را در سال  یکصد و هفتاد اغاز کرد .

ساختمان اين مسجد ظرف مدت يكسال و با  هزينه ي 80000 دينار ( 40000 پوند) به پايان رسيد.  عرض آن حدود صد وپنجاه وطول آن حدود دويست  و بيست متر است. اين مسجد بيش از هزار و سيصد  ستون داشت؛ به طورى كه اگر كسى از دور به آن  نگاه مىكرد، نمى توانست انتهاى مسجد را ببيند.  هم چنين براى نظافت مسجد  به افراد زيادى نياز بود. به همين دليل مسجد قرطبه  سيصد خادم داشت. آب مسجد قرطبه لوله كشى شده  بود.  مهندسان آن زمان به كمك لوله هايى كه  از سفال مى ساختند، آب چشمه ها را به داخل شهر  انتقال مى دادند. در حياط مسجد فواره هاى زيبايى  قرار داشت .

از جمله‌ بخش‌ هاى‌ متمايز مسجد محراب‌ بديع‌ و خوش‌ ساخت‌ آن‌ است‌. بالاى‌ اين‌ محراب‌ هفت‌ طاق‌ قرار دارند كه‌ بر ستون‌هايى‌ استوار گشته‌اند. در اين‌ محراب‌ هم‌ چنين‌ يك‌ منبر نفيس‌ ساخته ‌شده‌ از بهترين‌ چوب‌ ساج‌ قرار دارد. گلدسته‌ى‌ اين‌ مسجد (كه‌ به‌ «گلدسته‌ى‌ عبدالرحمن‌ الناصر» معروف‌ است‌) مناره‌اى‌ بديع‌ ودرخشان‌ است‌ .

مسجد قرطبه

مسجد قرطبه

 

جایگاه فیلسوفان اسلامی در غرب

با درود .

پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان و ماه قران را به تمام دوستان عزیز و خوانندگان گرامی وبلاگ تبریک می گم . صرف نظر از اجر و ارزش بالای عبادت و نیایش در این ماه ، ماه رمضان بهترین فرصتی است که می توانیم در ان روح و روان خود را بازسازی کنیم و قدرت فکر واندیشه خود را با دیدی متفاوت و جهانبینی و خود شناسی بهتری نسبت به خود و جهان پیرامون خود بنگریم .

مدتی به علت مشغله و کمبود وقت وبلاگ نقاشی با کلمات را به روز رسانی نکردم که از این بابت عذر خواهی مرا بپذیرد . در این مدت کتاب چهار جلدی علم در تاریخ نوشته دکتر( جان برنال) را مطالعه می کردم و باید عرض کنم این نویسنده صرف نظر از دین و مسلکش توانسته کار بسیار بزرگی در شرح تاریخ پیدایش علم و تولید علم  در ملل گوناگون از اغاز دوران پارینه سنگی و نوسنگی بشر تا عصر حاضر انجام دهد. فصل ظهور اسلام و رابطه اسلام با علم و تولید علم و همینطور کشفیات و اختراعات مسلمانان و پایه گذاری دانش  جدیدی که تا پیش از ظهور اسلام ملتهای قبل از ان بی خبر بودند  علومی چون نور شناسی و جبر و مثلثات و علم الکحال(چشم پزشکی)و… در این کتاب عنوان شده و نشان از عظمت و شور تمدنی دارد که اسلام ان را به جهان عرضه کرد . جان برنال ایرلندی در کتاب خود به صراحت می نویسد اسلام از ابتدا دین دانش و سواد اموزی بوده  و پیشرفت مسلمانان در علم و تولید علم به خصوص در قرنهای سوم و چهارم و پنجم قمری شگفت انگیز بوده . متاسفانه گروهی جدید التاسیس سعی می کنند خلاف واقعیت را جلوه بدهند و در نطقهای بی ارزش خود هر از چند گاهی به این تمدن با شکوه هجوم می برند . مدتی پیش شخص بهرام مشیری ( یک انسان بی سواد و متعصب و همینطور بسیار حقه باز ) با اطمینان و اگاهی کامل می گوید (( مسلمانان تا کنون به هیچ اختراع و اکتشافی دست نیافته اند.)) ایشان اطلاع ندارند و نمی خواهندکه حققیت را درک کنند و از شر جهل مرکبش خلاص شود  اما طرف صحبتم با ان دسته از کسانی است که گفته های اغلب دروغ او را طوطی وار تکرار می کنند   اگر الان  بخواهیم نام جغرافی دانان و کیماگران وپزشکان و ریاضی دانان و زمین شناسان و دریا شناسان و منجمان و دها مورد دیگر که توانسته اند اختراع، اکتشاف یا نظریه در خور توجهی به جهانیان عرضه کرده اند را اینجا ذکر کنیم خود توماری خواهد شد. پس با خود بیاندیشید هدف این اشخاص از انکار و تحریف واقعییت چیست ؟ چرا از گذشته ی علمی و پیشرفت های ملتهای مسلمانان و توشه فرهنگی و هنری و اخلاقی انها در قرون گذشته وحشت دارند .؟

در اخر نظر شما را  به دیدگاه دو استاد غربی که در روزهای اخیر در مورد فلسفه اسلامی وجایگاه چندی از فلاسفه مسلمان در غرب مطرح شده را جلب می کنم. اضافه کنم که منبع خبر خبرگزاری مهر می باشد.

 

دکتر آنتونی بلک اسلام شناس معاصر و استاد تاریخ اندیشه سیاسی دانشگاه داندی اسکاتلند در مورد تفاوتهای عمده و اصلی فلسفه اسلامی و فلسفه غرب به خبرنگار مهر گفت:فیلسوفانی چون ابن سینا و فارابی توانستند آرا و اندیشه‌های افلاطون و ارسطو را در زمینه و بستری اسلامی بسط و گسترش دهند.هنر این فیلسوفان این بود که توانستند نشان دهند چگونه عقل و ایمان می‌توانند به طور مؤثری با یکدیگر ترکیب شوند.

 این استاد فلسفه در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب نیز تصریح کرد: فیلسوفان اسلامی از جمله ابن سینا و فارابی در غرب شناخته شده هستند و تأثیرات زیادی بر فلسفه غرب گذاشته‌اند.

وی یادآور شد: تلاش و ابتکار فیلسوفان اسلامی در پیوند میان عقل و ایمان سرلوحه فیلسوفان غربی قرار گرفت. توماس آکوئیناس از جمله فیلسوفان مهم غرب است که متأثر از فیلسوفان اسلامی است.

 مؤلف «غرب و اسلام» در پایانیادآور شد: باید توجه داشت که فیلسوفان مسلمان بار دیگر می‌توانند آن دوران طلایی را احیا کنند و نقش مهم خود را بار دیگر در فلسفه و اندیشه فلسفی ایفا کنند.

چندی پیش نیز استاد فلسفه کالج سنت اولاف مینه‌سوتای آمریکا با اشاره به اینکه ایران سنت فلسفی گران‌سنگی دارد گفت: «ملاصدرا یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان اسلامی پس از قرن 17 میلادی است. » دکتر چارلز تالیافرو استاد کالج سنت اولاف مینه‌سوتای آمریکا و فیلسوف دین معاصر در مورد میزان شناخت خود از فیلسوفان ایرانی به خبرنگار مهر گفت: به این پرسش زمانی پاسخ می‌دهم که تدریس دوره پیشرفته فلسفه خاورمیانه را به اتمام رسانده‌ام. ابن سینا مهمترین فیلسوف ایرانی در تاریخ فلسفه غرب بوده است وی افزود: در این دوره آرای فیلسوفان ایرانی از جمله ابن سینا و فارابی نیز مورد بررسی قرار گرفتند. شاید بتوان گفت ابن سینا مهمترین فیلسوف ایرانی در تاریخ فلسفه غرب بوده است. مؤلف «راهنمای آکسفورد درباره الهیات» تأکید کرد: باید توجه داشت که فهم آرای فیلسوفان بزرگ قرون وسطی در مغرب زمین بدون درک و فهم آرای ابن سینا ممکن نخواهد بود. برای نمونه تا زمانی که آرای ابن سینا را درک نکنید و آثار او را نخوانید درک آرای آکوئیناس از فیلسوفان بزرگ قرون وسطی امکانپذیر نخواهد بود. متافیزیک ابن سینا تا زمان حاضر نیز اعتبار خود را حفظ کرده است.